مرتضى مطهرى
104
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ولى اينها [ از نظر فلسفه ] علت نيست . فلسفه هيچ وقت اين را نمىپذيرد كه علت بتواند تقدم زمانى بر معلول خودش داشته باشد ، مىگويد البته علم اسم اينها را مىخواهد علت بگذارد بگذارد ، هر چه مىخواهد بگويد ، آن چيزى كه من مىگويم اين نيست . علت محال است كه از معلول خودش انفكاك زمانى داشته باشد و همين سبب مىشود كه فلسفه يك مرتبه يك راه ديگرى به اين عالم باز مىكند ، يك بعد ديگرى براى عالم قائل مىشود ، مىگويد عالم يك بستر زمانى دارد . آن كه شما در علوم ، در فيزيك اسمش را مىگذاريد علت ، او مىگويد مقدمه ، معد ، مجرا . مىگويد و لكن علت واقعى يعنى آن كه معلول را به وجود مىآورد ، يك حقيقت همزمانى است با او ، و او غيب است ، باطن است ، همان است كه او را به خدا مىرساند . از نظر او اين علتهاى مادىاى كه ما داريم ، حكم بستر را براى آب پيدا مىكند ، يعنى شما اگر مىخواهيد يك آبى از يك محلى به محل ديگر جارى كنيد حتما يك جويى ، يك لولهاى ، يك چيزى بايد وجود داشته باشد تا آب از آنجا عبور كند ، اما آن فشارى كه اين آب را به اينجا مىآورد غير از اين جوى است . اين علتهاى مادىاى كه مىگفتند ، اصلا قوانين علّيت دربارهء آنها صادق نيست . اين موضوع كه علل يكسان معلول يكسان به وجود مىآورد يا به وجود نمىآورد ( اگر مقصود علل مادى هستند ، يعنى موادى كه ما يك ماده را علت براى مادهء ديگر مىدانيم ) ما اين قاعده را در آنجا جارى نمىدانيم ، حتى قانون عليت را هم در آنجا صد در صد جارى نمىدانيم ، قانون جبر را هم در آنجا صد در صد جارى نمىدانيم . البته به يك معنا قانون علّيت را جارى مىدانيم ولى آنهاى ديگر را هرگز در آنجا جارى نمىدانيم . مسألهء حتميت مسألهاى نيست كه به هيچ وجه قابل انكار باشد . بله ، اگر ما بخواهيم « علّيت » را از « محسوسات » بگيريم ( 1 ) ، اصلا قابل گرفتن نيست . اصلا اگر قانون علّيت را از اوّل بخواهيم از علم بگيريم صد تا ايراد به خود قانون علّيت وارد است .
--> ( 1 ) . [ يعنى « به دست آوريم » . ]